يحيى دولت آبادى

239

حيات يحيى ( فارسى )

روزبروز بر قوت مستبدين افزوده مىشود و بر ضعف مشروطه‌خواهان ، حوزه‌هاى استبدادى جدا مشغول كارند اوضاع دربار بالمره دگرگون شده ترتيب استبدادى را پيش گرفته‌اند منافقين معمم و مكلا در ظاهر با مشروطه‌خواهان و در باطن با مستبدين كار ميكنند اصلاح‌خواهان حقيقى متحير و در كار خود سرگردانند در اين ايام روزى معتمد خاقان بنگارنده ميگويد علاء الدوله از شما گله دارد كه چه تقصير از من صادر شده كه فلانى با من متاركه نموده است جواب ميگويم مدتى او در همان راه كه من قدم ميزدم قدم ميزد در نتيجه مكرر همديگر را ملاقات ميكرديم بعد از آنكه خط سير خود را تغيير داد ديگر ضرورة همديگر را ملاقات ننموديم باز هر وقت همراه شديم مكرر ملاقات خواهد شد نظر به اين حسن تقاضا كه از طرف علاء الدوله شده بود از رئيس مجلس شوراى ملى ميپرسم آيا صلاح ميدانيد علاء الدوله را ملاقات كرده در خصوص اصلاح شاه و دربار با مجلس گفتگو نمائيم ميگويد ضرر ندارد خصوصا كه اين ايام اظهار همراهى هم مينمايد از اين‌رو باتفاق معتمد خاقان بملاقات علاء الدوله ميرويم علاء الدوله مرا كه ميبيند تعجب مىكند كه با همه حسن‌طلبها به منزل وى نرفتم و حالا بىاطلاع وارد ميشوم پس از گله‌گذاريها بصحبت شروع شده از اوضاع دربار و خيالات اطرافيان شاه بر ضد مجلس و هم از بىترتيبى وضع انجمنهاى ملى و نفاق كلى كه در ميان مليون بطور فوق العاده حاصل شده و از بدگمانيها كه رويداده و از تحريكات روسها و بالجمله از اوضاع داخلى و خارجى حاضر چه از طرف شاه و دربار و چه از جانب مليون اظهار دلتنگى مىشود در اينحال شاهزاده مؤيد السلطنه ورود مينمايد ( محمد حسن ميرزاى مؤيد السلطنه چنان كه در قضيه محاكمه مساوات نوشته شد از مخصوصين محمد عليشاه است ) علاء الدوله با حضور تازه‌وارد ميگويد معايب را گفتم و جاى شبهه نيست بايد راه چاره را پيدا كنيم ميگويم چاره بدست شما است ما مشروطه‌خواهان بايد باهم اتفاق كنيم جلوى مفاسد كارهاى خود را بگيريم كه مشروطه‌نمايان يا خودخواهان طماع از حدود خود تجاوز ننمايند ميپرسد با آقا سيد عبد اللّه و حوزهء او چه ميكنيد ميگويم تدبيرى هم در كار سيد شده كه در احكام شرعيه ايندرجه ريش خود را بدست